زنان و پیانو - ترزا کاره نیو

در 1853 به دنیا آمد. او را والکور ( دختر جنگجو) پیانو می خواندند. از همان اول که در ونزوئلا روی صحنه ظاهر شد، کیفیتی وحشی و رام نشدنی در خود داشت. مردم بسیار مشتاق بودند با خرید بلیت کنسرت هایش به این دختر 9 ساله با استعداد کمک کنند. روبی مورو گوتشالک در کنسرتی صدای ساز او را شنید و او را با استعداد خواند و مدتی به او درس داد. سال بعد سفر هایش آغاز شد. یکی از آن کنسرت ها در کاخ سفید برپا شد. ترزا برای آبراهام لینکن نواخت و بعد از کیفیت پیانو شکایت کرد. لینکن خواست قطعه مورد علاقه اش "به آواز مرغ مقلد گوش بده" را بنوازد. ترزا نواخت و بداهه نوازی هایی نیز با آن همراه کرد.

سه سال بعد در پاریس به شاگردی نزد ماتیاس و با نوازندگی خود دل از روسینی و لیست برد. لیست پیغام داد که حاضر است او را به شاگردی بپذیرد. فرصتی که هر نوازنده ای در انتظارش بود. اما ترزا رد کرد و استقلال خود را نشان داد و گفت که حاضر نیست دنبال او به راه بیفتد و به رم برود. در آن زمان 13 سال داشت و شاید عقلش بهتر از این نمی رسید. روسینی و پتی می خواستند از او یک خواننده بسازند. صدای زیبای متزو سوپرانو ( صدای میانه زنان، بین سوپرانو و کونترآلتو) داشت.

آنتوان روبینشتاین در لندن کنسرتش را شنید و هر وقت فرصت می یافت به او درس می داد. این جلسات تدریس مداوم نبود. زیرا ترزا بُت اروپا شده بود و برای خودش راه و رسمی داشت.  فون بولف در برلین درباره او گفت : جالبترین نوازنده عصر ما همین است. ترزا با صاعقه جوانی و طبع شور انگیز و دولتمند خود روشنایی روز را از پیانو بیرون می کشید. زیاد منظم نبود. نظم و ترتیب آنچنان سرش نمی شد. نوازندگیان آلمانی می گفتند : درست است که زن شگفت انگیزی است اما به تعلیم نیاز دارد و البتع منظورشان تعلیم آلمانی بود. ولی فون بولف در بند این چیز ها نبود. به نظر او، ترزا، بانظم و یا بی نظم، پدیده ای بود.

زمین زیر پایش را از جلوه گران پیانویی جارو کرد. کسانی که بعد از این شکست باید جای دیگری را برای خود پیدا کنند. آنان که صدای پیانوی او را شنیده اند و اکنون حیات دارند، چندان زیاد نیستند. یکی از ایشان کلودیو آرو است که در وصف ترزا می گوید: الهه پیانو بود. می کوفت و خرد می کرد و پیش می رفت. نیروی عجیبی داشت. به خاطر ندارم پیانیست دیگری تالار فیلارمونیک برلین را با این صداها پر کرده باشد. اکتاو هایش با شکوه بود. به نظر من در زمان ما، کسی نیست که بتواند اکتاو ها را چون او بنوازد.

ترزا کاره نیو ( 1853-1917)

ترزا یک موسسه اپرایی تاسیس کرد و سفر های متعددی در ونزوئلا ترتیب داد و دلال نمایشات شد. اگر خوانندگان ناز می کردند یا بیمار می شدند، فورا خودش صحنه به صحنه جای آنها را می گرفت. اگر رهبر ارکستر سر کار خود حاضر نمی شد و بازی در می آورد، خودش رهبری را بر عهده می گرفت. اما این دلالی ها دیری نپایید و ترزا دوباره به نوازندگی روی آورد.

ترزا، طبعا خواستار اجرای آثار بزرگ بود. قدرت و تکنیک کافی برای نواختن آنها داشت. از این رو بدون ترس دست دراز کرد و یکی یکی پیش کشید...

کنسرتوی امپراتور از بتهوون،

کنسرتو در ر- مینور از روبینشتاین،

کنسرتو در می- بمل از لیست،

کنسرتو از سی- بمل مینور از چایکوفسکی

و کنسرتو در ر- مینور از مک- داول.

در سال های بعد وقتی پا به سن گذاشت، ملکه پیانیست های جهان بود و با هر یک از آنان، چه زن و چه مرد، برابری می کرد. می توانست صفحه هم ضبط کند. افسوس که نکرد. چند غلتک پیانویی از اجراهایش وجود دارد ولی مدارک قابل اعتمادی به شمار نمی روند و در شناخت کیفیت هنری وی به کار نمی آیند. وی در سال 1917 دیده از جهان فروبست.

 

منابع:

1- http://en.wikipedia.org/wiki/Teresa_Carre%C3%B1o

2- سرگذشت پیانو، مولف: هرولد شونبرگ، ترجمه پرتو اشراق، صص 455-458

 

   استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و آدرس وبلاگ بلامانع است.

/ 2 نظر / 61 بازدید
پرنده ی آبی

عالی بود. سپاس فراوان از شما. شاد و تندرست باشید